الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
485
الغدير ( فارسى )
- تيغ كين در خاندان رسول نهاديد ، سر و دست آنان از تن جدا كرديد . - در كربلا خونشان حلال شمرديد و ناوك سنان از خونشان سيراب نموديد . - آب فرات بر آنان حرام شد و تشنهكامان را دادرسى باقى نماند . « 1 » ( 2 ) همو در ماتم سيد الشهداء چنين سروده است : - اگر سيلاب اشكم فرونشيند ، از خون دل مدد گيرم . - بگذار فروريزد و آرام نگيرد كه مصيبت بس عظيم است . - ميراث محمد را از دخترش دريغ كردند كه كارى نهچندان سهل بود . - و با ظلمى كه بر على روا داشتند حق مشهورش به تاراج رفت . - رسول حق كه بشير و نذير است ، به فضل و مقامش زبان گشود . - پيمان ولايتش را منكر شدند ، چون ابليسشان بفريفت . - رشك بردند و نيرنگ زدند و نص غدير را به بازى گرفتند . - جامهء خلافت را كه به اندامش فراز كرد ، از او دريغ نمودند . - به هرزه در آسمان جوياى اختر سها گشتيد و ماه تابان را نديده گرفتيد . - قوم يهود ، دنبال گوسالهاى را گرفتند و شما از پى اشترى روان گشتيد . - آوخ بر كشتگان كربلا كه خويش و بيگانه از يارى دريغ كردند ! - در نينوا روزى چهر گشود كه چون روز قيامت سياه و دژم بود . - جوخههاى ضلالت به هم پيوستند ، گويا نفخهء صور دميده شد . - شگفتا ، دست تقدير هم بر سر اين كافران نكوبيد . - آيا شود كه خون حسين بر روى زمين موج زند و آسمان به لرزه درنيايد . - پندارى كوهها به ماتم ننشست كه سنگى بر سر آنان نباريد . - چه شد كه وقتى از آب فراتش منع كردند ، درياها نخروشيد . - آب زلال بر حسين حرام آمد ، از آنرو كه شرب خمر بر دشمنانش حلال بود . « 2 »
--> ( 1 ) . اين قصيده در اصل 56 بيت است . ( 2 ) . اين قصيده در اصل 36 بيت است .